خرید بک لینک
اگر اختلال شخصیت، بهعنوان یک ناقل عاطفی واگیردار در یک گروه خانوادگی کوچک و یا بهعنوان یک عوامفریبی در سطح ملی وجود داشته باشد، یک مشکل جدی است. یک بزهکار، یک جنایتکار، یک معتاد، یک بیمار روانپریش معمولی، یک بیمار مبتلا به وسواس و یا یک دیوانه سیاسی ممکن است، مشکلات اجتماعی بسیار مهمی ایجاد کند. شایسته است یک راهحل اساسی برای آنها پیدا نمود و شاید نیاز باشد که بدانیم چگونه میتوان از رشد این بازیگران «بد» جلوگیری نماییم.

گزیدهای از مقدمه کتاب Acting Out، نوشته (1965) Ballk

با این مقدمه میتوان به یک نتیجه اولیه و البته مهم رسید؛ افرادی که اختلال شخصیت دارند، نهتنها در حوزه کوچکی مانند خانواده بلکه در نهادهای دیگری نیز همچون جامعه و حوزهها و ساختارهای مربوط به آن، تمام ظرفیتهای موجود برای آرامش و زندگی بدون آلام را اشغال کرده و رشد آسیبناک آنها چه ازلحاظ طولی و چه عرضی چشمگیر و غیرقابلانکار است.

سؤال بزرگ و مهم این است:

جلوگیری از رشد این بازیگران چگونه تحقق مییابد؟ از طریق شفای خود یا شفای آنها؟

بهطور اخص، آسیبهای این افراد بیش از هر جای دیگری، در روابط بین فردی به چشم میآید؛ اما سؤالی که همواره مطرح است این است که آیا آنها نسبت به رفتار خود درک و بینشی دارند؟!

پاسخ به این سؤال، با ذکر یک مثال بهتر درک میشود:

فرض کنید عمداً یا سهواً مرتکب جرمی شدهاید و به خاطر آن در دادگاه، بهحق یا ناحق محاکمه میشوید. ممکن است محکوم به اعدام، تحمل ضربات شلاق یا حبس شوید. البته که اجراکنندگان این احکام هم مانند شما انسان هستند اما بدون احساس ذرهای ناراحتی دستورات را اجرا میکنند؛ به دار میآویزند، با ضربات محکم شلاق میزنند و یا اینکه شما را به زندان میاندازند. آنها مأمورند و 1 و بههیچعنوان برایشان مطرح نیست که آیا این حکم حق شماست، گناهکارید و یا بیگناه.

افرادی که اختلال شخصیت دارند نیز همینطور هستند، مأمورند و معذور؛ آنها فقط در حال اجرای حکمی هستند که در ساختار ناخودآگاه روان آنها، توسط «قانون پدر» نوشته شده است و هیچ بینشی نیز نسبت به رنج و درد شما ندارند. آنها بهطور اتوماتیک حکم را اجرا میکنند؛ شما نیز مجرمانی هستید که در دوران کودکی خود در ارتباط با والدین مرتکب جرمی غیر عمد شدهاید.

بنابراین میتوان گفت اگرچه ممکن است شما بهعنوان یک انسانی که در رابطه با این افراد قرارگرفتهاید، انتظار داشته باشید تا آنها از رنج و دردی که بر شما وارد میآورند، بکاهند و یا روزی پشیمان شوند و اظهار ندامت کنند اما در حقیقت اینگونه نیست؛ آنها بهواسطه بهکارگیری مکانیسمهای دفاعی میتوانند بر احساساتی از قبیل اضطراب، افسردگی، خشم، شرم و گناه فائق آیند به این دلیل که رفتارشان را همخوان با ایگو (ego-syntonic) مییابند؛ همان ویژگی که در تمام اختلالات شخصیت وجود دارد یعنی علیرغم اینکه رفتارشان بر دیگران اثر سوئی دارد، برای خودشان هیچ رنج و عذابی به همراه ندارد.

شما در رابطه با این افراد همواره به بازی گرفته میشوید، هویتتان از انسجام و یکپارچگی خارج میشود، اعتمادبهنفس و عزتنفستان زایل میگردد و تبدیل به ابژهای برای فرافکنیهای آنها خواهید شد. آنها بازیگران ماهری هستند که با تمام وجود همواره توجه شما را بر خود متمرکز نگه میدارند. شما را رنج داده و از آنجاییکه به ساحت نارسیزم شما صدمه وارد میشود در پی ادامه دادن رابطه هستید که این جراحت را ترمیم کنید. ترمیم جراحتی که از سوی این افراد وارد میشود، مستلزم درک و بینش آنها از نقشی است که در بهوجود آوردن جراحت داشتهاند؛ بنابراین آنها نهتنها نمیتوانند جراحات شما را ترمیم کنند بلکه با عدم پذیرش این واقعیت، شکاف جراحات را بیشتر و بیشتر میکنند.

عوارض این اختلال بر محیط ازلحاظ طولی و عرضی چیست؟

وقتی سخن از «اختلال شخصیت» به میان میآید باید توانایی آنان در دستکاری محیط را در نظر داشت.

توانایی دستکاری محیط یا «آلوپلاستیک بودن»، یکی از ویژگیهای منحصربهفرد دیگری است که افراد واجد اختلال شخصیت، دارا میباشند. آنها با این ویژگی همواره محیط خود را به نفع خودشان دستکاری میکنند و دیگران همواره بهواسطه وجود این افراد در تنش و اضطراب هستند و رفتارها، تصمیمات و حتی افکارشان متأثر از این افراد میباشد؛ بنابراین آسیبهای تروماتیک وارده بر دیگران از سوی این افراد از دو منظر قابل تحلیل است:

عوارض عرضی؛ فردی که دچار اختلال شخصیت شده است در روابطش با دیگران موجب بهوجود آمدن آسیبهایی ازجمله تغییر در احساس، افکار و رفتار آنها میشود.

بهطور مثال، شخصی که در رابطه با فرد مبتلا به اختلال شخصیت قرار دارد، به دلیل صدمات و آزاری که از سوی او میبیند دچار اضطراب، افسردگی و غم میشود و احساسات درهمتنیده شدن را تجربه میکند. این فرد با داشتن تمام این احساسات، در موقعیتهای مختلفی همچون خانواده، محل کار و اجتماع حضور دارد و طبیعتاً این آثار بر تمام روابط بین فردی او سایه میافکند. این فرد دیگر حوصله و انرژی ندارد، نسبت به دیگران بدبین است، اعتمادبهنفس خود را ازدستداده و آنقدر فکرش درگیر رابطه تروماتیک خود است که تمرکزی روی کار و زندگی خود ندارد.

او خشمهایی را که بهواسطه فرد مبتلا به اختلال شخصیت در او به وجود آمده معطوف به جامعه و روابط خود با دیگران میکند و به همین ترتیب الی آخر.

عوارض طولی نیز به این موضوع اشاره دارد که یک پدیده در طول زمان و فرآیند تاریخی آن شامل چه تبعاتی میشود.

شخصی که در رابطه با فرد مبتلا به اختلال شخصیت، آسیب دیده است جدای از اینکه درزمینه «عوارض عرضی» دچار افت در موقعیتهای مختلف میشود، حتماً در بینش، فکر و جهانبینی خود نیز دچار تغییراتی خواهد شد که این امر در طول زمان باعث بر هم ریختن زندگی و آینده او میگردد.

یک فرد آسیبدیده دیگر نمیتواند بهراحتی به کسی اعتماد کند چون تمام عناصر بدبینی در او بهوجود آمده است و این بدبینی را نسبت به تمام ابژهها تسری خواهد داد. او دیگر همان فرد سابق نیست؛ تمام احساساتی چون عشق، دوست داشتن و شعف در او به شکل تروماتیک و با شدیدترین وضعیت، سرکوب شده است. او رنجکشیدهای است که دیگر نمیتواند از این احساسات، دردزدایی کند و این احساسات همواره تداعیگر رنج و درد است. او دیگر همواره با تنش و اضطراب وارد رابطه میشود. بهطوریکه آن ابژهها به او انگ «بیاحساس بودن» میزنند. لاجرم مجبور میشود نقش بازی کند تا بتواند بهعنوان یک انسان اجتماعی به حیات خود ادامه دهد؛ وارد رابطه میشود، ازدواج میکند، بچهدار میشود و سرانجام به فرزند خود خواهد آموخت که دنیا جای امنی نیست؛ یا باید پارانویید باشد تا آسیب نبیند یا آسیب بزند چون دیگران به او آسیب خواهند زد. البته که این آموزش به شکل گفتاری و رفتاری نیست، کودک در ارتباطِ والدین باهم و هم ارتباط خود با والدین، در یک رابطه مثلثی و ادیپی این را خواهد آموخت.

فرزندی که نهتنها بهطورمعمول با «تهدید اختگی» و اضطراب آن روبروست، بلکه او این مفهوم را در انتزاعیترین وضعیت خود، در تجارب والدین تجربه میکند و بهدلیل وجود یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت که تنها «مأمور است و معذور» از نسلی به نسل دیگر ادامه مییابد. به همان شکل، فرزند او نیز مأمور است به اجرای قانون پدر و حکمی که پدر برای او مینویسد؛ بدون ذرهای احساس گناه و رنج.

«پس سکوت کن به یاد آنکه عاشقانه زخم خورد»

برچسب: نویسنده: حدیث کاظمیان تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 1:31

صفحه بندی