خرید بک لینک

ساعت : 13:4

نویسنده : علی درخشنده


عشق به غایت چیست؟
آیا هر رابطه ای معنا و مفهومی را حامل است که آن را ادامه دهیم؟
رابطه ای که در آن هر لحظه فرد مقابل احساس و تصویری را از تو بدست می دهد که تو را در نهایت ضعف و استیصال می رهاند و خودانگاره ای در تو بوجود می آورد که با آن نه به ایده آل خود بیاندیشی بلکه به حقارتی بیاندیشی که از رابطهٔ تو با آن بر خویشتن خویش متحمل گشته ای.
رابطه ای آسیبناک که فرد مقابل زخمهای تو را با رفتارهای پر از خشم و خصم خود ، باز می کند و تو را با این زخمها رها می کند و خود در هیئتی دیگر به نمایش صحنه های درام خود می پردازد تا به ساحت خوشیفته وار خود با دیگری مفهوم عشق و دوست داشتن دهد .
رابطه ای که در آن روزی شیئی محبوب بوده ای و روزی دیگر ، می دانی و احساس می کنی و حس تو دروغ نمی گوید که دیگر آن ابژه نیستی .
تلاش میکنی خود رابفریبی به خود دروغ می گویی ، اما همانقدر که در تو ثبات شیء وجود دارد که در غیاب ابژه همان احساس دوست داشتن و عشق را هنوز داری ، این احساس را بر او فرافکنی می کنی و گمان می بری که او نیز دارای شخصیت و احساسی یکپارچه است. و با دیدن ناملایمات باز ادامه می دهی.
اما بواقع این رابطه چیزی جز آسیب برای تو نیست .چون او نه تنها به احساس تو بلکه به هویت تو به وجود تو و هرآنچه که در توست اهانت می کند .
این یک وابستگی است نه دلبستگی ، این یک عشق تروماتیک است که تو همواره در پی تکرار پدیده ای در گذشته هستی بی آنکه بدان بینش یابی حتی اگر بدان آگاه گردی باز هم فرد مقابل تو واجد شخصیتی آسیبناک است که برای هر تغییری مقاوم است. برای او تو حکم ابژه ای هستی برای برون ریزی خشمهای دفع شده ، تکرار دوبارهٔ الگویی هستی که پس از تو باز هم تکرار می شود . تلاش تو برای ماندن و ادامهٔ این رابطه تن دادن به حقارتی خودخواسته است در برابر فردی که میل و تمایلات خود را در ابژه ای دیگر می جوید .
خود را بشناس و برای خود ، احساس خود و روان و شخصیت خود ارزش قائل باش و خود را از هدف میل چنین افرادی دور نگاه دار و او را به حال خود رها کن و در پی شفای زخمهای خود باش.


:: برچسبها: عشق, روانکاوی, روانشناسی, خشم, خصم

برچسب: نویسنده: حدیث کاظمیان تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 1:31

صفحه بندی