![]() ساعت : 9:56 ![]() نویسنده : علی درخشنده ![]() |
در «جامعه نمايش» کنوني که در آن آنچه به عنوان واقعيت روزمره تجربه مي کنيم بيشتر و بيشتر شکل واقعيت ساخته شده از دروغ را به خود مي گيرد، بصيرت هاي فرويد ارزش حقيقي خود را نشان مي دهند. بازي هاي کامپيوتري را در نظر بگيريد که بعضي از ما را مسحور خود مي کنند؛ بازي هايي که يک فرد ناتوان روان رنجور را قادر مي سازند تا در شخصيت يک متجاوز فرورود، مردهاي ديگر را کتک بزند و به نحوي خشونت آميز از زنان کام بگيرد. به سهولت مي توانيم فرض کنيم اين فرد ناتوان براي فرار از واقعيت کرخت و عاجزانه اش به فضاي مجازي پناه مي برد. اما شايد اين بازي ها حرف بيشتري براي گفتن داشته باشند. چه مي شود اگر حين بازي من درون منحرف و لجام گسيخته شخصيت خود را به وضوح بيان کنم؛ دروني که به دليل ممانعت هاي اخلاقي- اجتماعي نمي توانم در زندگي واقعي به آن جامه عمل بپوشانم؟ آيا شخصيت مجازي من تا حدي «واقعي تر از واقعيت نيست»؟ آيا اين دقيقاً به اين خاطر نيست که من مي دانم اين «فقط يک بازي» است و در آن همه کارهايي را که هيچ گاه در دنياي واقعي قادر به انجام آنها نيستم، مي توانم انجام دهم؟ در اين معناي دقيق، همان طور که لکان بيان داشته، ساختار حقيقت مانند امري تخيلي است؛ گاه آنچه در رويا آشکار مي شود، حتي در روياپردازي هاي روزانه حقيقتي است که واقعيت اجتماعي خود بر مبناي سرکوب آن بنا نهاده مي شود. اينجا مهم ترين درس کتاب تفسير رويا نهفته است؛ واقعيت براي کساني است که نمي توانند رويا را تاب بياورند.