فروید برای رویا کارکردهای مختلفی قائل بود و آن را تحقق یک میل ناهوشیار، کمک به طولانیتر شدن خواب آرام و رهایی از قید و بند واقعیت تحت تسلط اصل لذت در واکنش به برخی اشتغالات ذهنی روزمره یا پسماندههای روز میدانست. طبق آزمایشهای مارک سولمز، زمانی که به «سیستم جستجوگر» که مغز میانی را به لیمبیک و لوب پیشانی متصل میکند، آسیبی برسد، فرد دیگر رویا نمیبیند.
سیستم جستجوگر انسان را به تحقق اهداف در رابطه با محیط برمیانگیزاند که در حقیقت همان اصل لذت در نظام فرویدی است. همچنین افرادی که به علت آسیب مغزی دیگر رویا نمیبینند، خواب کوتاهتری خواهند داشت که این نظریه که رویا نگهبان خواب است را تایید میکند.