خرید بک لینک

نوروساینس و روانکاوی

مارک سُولمز (mark solms)در آفریقای جنوبی به دنیا آمد. در سال 1988 به لندن مهاجرت کرد، تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه(University College London)در بخش روانشناسی و همزمان روانکاوی را در انجمن روانکاوی بریتانیا سپری کرد.
وی در سال 2000 انجمن بین المللی عصب-روانکاوی را تاسیس کرد. مارک سُولمز در کنفرانس "ساندلر" در سال 2016 در بوئنوس آیرس و دو سال قبل از آن در کنگره ای در برلین این ایده را مطرح کرد؛ او یکی از ایرادات فروید را از طریق خود آثار فروید و بررسی نوروآناتومی بیان کرد. از دید وی در عمق اید، بخشی از آن(بدون ارتباط به ایگو) خودآگاه است. این در ظاهر با مدل ساختاری فروید که اید را کلا ناخودآگاه می داند در تضاد است. ولی توضیحاتی که سُولمز از طریق نوروساینس می دهد جالب توجه است. سُولمز مکانیزم های "خودآگاهی عاطفی" را از "خودآگاهی شناختی" جدا می کند. خودآگاهی عاطفی مکانیزمی مرتبط با سیستم اتونومیک مغز ودستگاه عصبی دارد. در صورتی که خودآگاهی شناختی با مکانیزم های قشر مخ مرتبط با اعصاب حسی-حرکتی مشخص می شود. از طرف دیگر معتقد است که قسمت فوقانی ساقه مغز دروناً خودآگاه است، در صورتی که قشر مخ برای خودآگاهی نیاز به ساقه مغز دارد و خودآگاه نیست. به این ترتیب سولمز معتقد است که یافته هایش برای فرا روانشناسی روانکاوی بسیار مهمند. زیرا از دید او عملکردهایی را که فروید به اید مربوط می دانست شامل: عملکرد قسمت فوقانی ساقه مغز و دستگاه لیمبیک مرتبط با آن می شود. در صورتیکه قشر مخ و ساختارهای قسمت فرونتال مغز، عملکردهایی را ایجاد می کنند که از دید سولمز، فروید به ایگو منتسب می دانست.

به این ترتیب سُولمز نتیجه می گیرد که اید منشاء خودآگاهی بوده و ایگو فی نفسه ناخودآگاه است. او معتقد است که "تصویر بدن" از نقشه های حسی-حرکتیِ قشر مخ منشا می گیرد. سُولمز این را نمایندگی قسمت بیرونی بدن می داند. قسمت بیرونی بدن به شکل یک ابژه نمایندگی ذهنی پیدا می کند. تصویر دیگری از بدن، تصویر سه بعدی بدن است که از دید سُولمز حرکت را هم در برمی گیرد، چرا که حرکت باعث درک می شود. بخش دیگری از بدن درون بدن است که بدنِ اتونومیک نامیده می شود. این قسمت بسیار کم در قشر مخ نمایندگی پیدا می کند. بیشتر در بخش های عمقی زیر قشر مخ: هیپوتالاموس، اعضای سیرکوم ونتریکولار، هسته پارابراکیال، منطقه پست رما و هسته سولیتاریو نمایندگی دارد. این ساختارها جنبه ای از نمایندگی بدن را در بر می گیرند که "بدن درونی " نامیده می شود و در همیوستازیس موثر است.
از دید سُولمز خودآگاهی عاطفی به مجموعه عدم لذت- لذت که بیان حرکتی آن رفتار نزدیک شدن- دور شدن است، مربوط می باشد. احساس لذت و عدم لذت به یک ساختار بسیار قدیمی در مهره داران که ماده خاکستری اطراف کانال است، مربوط می شود. نهایتا می توان گفت که از دید مارک سُلمز نگرش سنتی که خودآگاهی را تا قشر مخ و خویشتن خودآگاه* مرتبط می دانست اشتباه است و خود آگاهی به شکل کامل آن در قسمت فوقانی ساقه مغز شکل می گیرد. از دید وی خودآگاهی ادراکی نیست بلکه عاطفی است. به عبارت دیگر کمتر شناختی و بیشتر غریزی است.

به این ترتیب سُولمز نتیجه می گیرد که اید منشاء خودآگاهی بوده و ایگو فی نفسه ناخودآگاه است. او معتقد است که "تصویر بدن" از نقشه های حسی-حرکتیِ قشر مخ منشا می گیرد. سُولمز این را نمایندگی قسمت بیرونی بدن می داند. قسمت بیرونی بدن به شکل یک ابژه نمایندگی ذهنی پیدا می کند. تصویر دیگری از بدن، تصویر سه بعدی بدن است که از دید سُولمز حرکت را هم در برمی گیرد، چرا که حرکت باعث درک می شود. بخش دیگری از بدن درون بدن است که بدنِ اتونومیک نامیده می شود. این قسمت بسیار کم در قشر مخ نمایندگی پیدا می کند. بیشتر در بخش های عمقی زیر قشر مخ: هیپوتالاموس، اعضای سیرکوم ونتریکولار، هسته پارابراکیال، منطقه پست رما و هسته سولیتاریو نمایندگی دارد. این ساختارها جنبه ای از نمایندگی بدن را در بر می گیرند که "بدن درونی " نامیده می شود و در همیوستازیس موثر است.
از دید سُولمز خودآگاهی عاطفی به مجموعه عدم لذت- لذت که بیان حرکتی آن رفتار نزدیک شدن- دور شدن است، مربوط می باشد. احساس لذت و عدم لذت به یک ساختار بسیار قدیمی در مهره داران که ماده خاکستری اطراف کانال است، مربوط می شود. نهایتا می توان گفت که از دید مارک سُولمز نگرش سنتی که خودآگاهی را تا قشر مخ و خویشتن خودآگاه* مرتبط می دانست اشتباه است و خود آگاهی به شکل کامل آن در قسمت فوقانی ساقه مغز شکل می گیرد. از دید وی خودآگاهی ادراکی نیست بلکه عاطفی است. به عبارت دیگر کمتر شناختی و بیشتر غریزی است.

برچسب: اید,خودآگاه,است,ناخودآگاه,مارک,سولمز, نویسنده: حدیث کاظمیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:38

صفحه بندی